وبلاگ :
اقليم ِ احساس
يادداشت :
دل موضع صبر بود و تو بردي
نظرات :
0
خصوصي ،
7
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
*قاصدك و شاپرك*
آخ چقد اين قسمتش قشنگ بود...
و قدم بزنم شمرده شمرده، تنها با تو و فکر کنم به حرفهايت و زل بزنم به همان چند تا چين ِ ريز ِ کنار ِ چشم هايت وقتي حرف مي زني و سرت را انداخته اي پايين و يک لبخند ِ محشر دست بر نمي دارد از لب هايت.
پاسخ
:)
+
راشد خدايي
سلام
خيلي خوب بود؛ منتها وقتي تصويرسازي زياد بشه من هي کله مو ميخارونم:)
پاسخ
سلام..ممنون..اين مي تواند نکته ي بدي باشد يعني؟
+
حوالي دلتنگي
آخ جون :)))
پاسخ
:))
+
حوالي دلتنگي
سلام
هر بار تو نوشته هات ميرسم به يک کشف جديد يک واژه يا عبارت که قبلا نشنيده بودمش اينبار:
ک لبخند ِ محشر دست بر نمي دارد از لب هايت
خيلي خوب و اروم مثل هميشه :)
پاسخ
سلام..تشکررررر.. يادم باشه از واژه ها و عبارت هاي جديد ِ بيشتري تو نوشته هام به کار ببرم فقط به خاطر تو :دي
+
کنيز مادر
کاربر گرامي، سلام
در تاريخ
پنج شنبه 11 مهر 92
نوشته
(دل موضع صبر بود و تو بردي)
شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در
مجله پارسي نامه
افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.
پاسخ
سلام..ممنون.. :)
+
نور الزهراء
سلام غزل جان. عکس خيلي زيبا. متن زيباتر ..... ولي عجب خونه اي ميشه اين خونه توي واقعيت ....خيلي عالي:)
پاسخ
سلام.. تشکرات ِ فراوان .. :) و البته که وجود خارجي داشت..الان ديگه نداره فقط :)